مرتضى مطهرى

106

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ثانياً اگر دانشمند ديالكتيك ، راستى خارج را تعقل نسبى مىكند بايد هم خارج مطلق و هم تعقل مطلق را بپذيرد زيرا تعقل نسبى تعقلى است كه نسبى است و وصف و موصوف غير همديگر مىباشند . اساساً چگونه امر نسبى را بىامر مطلق مىتوان تصور كرد ؟ ثالثا ايده آليسم كه علم به واقعيت خارج را نفى مىكرد مرادش همان علم مطلق به واقعيت خارج بود ( هر چه را كه خارج تصور كنيم فكرى است كه غير از خارج است ) بنابر اين به چه دليل دانشمندان ديالكتيك با گروهى كه هم عقيدهء خودشان مىباشند به جنگ برخاسته و سخنانشان را ابطال مىنمايند ؟ دانشمندان ديالكتيك دوباره پاسخ مىدهند : واقعيت خارج چون در تحول دائمى است ثابت نيست و تغيير عين ذاتش مىباشد و وصف و موصوف در وى يكى است اگر چه به حسب تعبير از اين مصداق با مجموع دو مفهوم حكايت مىكنيم و آنگاه متافيزيك دو مفهوم مطلق مىپندارد . ما در پاسخ اين پاسخ نيز مىگوييم : تغيير و تحول را در واقعيت ماده قبول داريم ولى « فكر » اين خاصه را ندارد و همين سخن كه شما مىگوييد « اين مفهوم در پندار شما مطلق و ثابت است » دليل ماست به مدعاى خودمان . نكتهء 3 ايده آليست حقيقى كسى است كه مطلق واقعيات را نفى مىكند كه در معناى نفى مطلق است و اينان اگر چه بسيار كم و ناياب و شايد در اين عصر مصداق نداشته باشند ولى دسته‌اى از قدما را تاريخ با اين مسلك ضبط نموده است و در هر حال